معرفی مرکز تحقیقات

4841
0

معرفی مرکز تحقیقات

مرکز تحقیقات اتاق بازرگانی قزوین از مرداد ماه 1395 رسماً فعالیت خود را آغاز کرده است. هدف از تأسیس این مرکز تلفیق یافته های علمی اقتصاد با آمار و اطلاعات و حوادث اقتصادی روز کشور و جهان خارج و تهیه گزارشات کاربردی در خصوص تاثیر این عوامل بر فعالیت های تجاری و تولیدی بخش خصوصی استان می باشد .

البته در کنار این هدف اصلی موارد زیر نیز از اهداف دیگر این مرکز خواهد بود

الف)فعالیت های آموزشی و برگزاری میزگردها و کنفراس های علمی

ب)پیوند هر چه بیشتر دانشگاه و صنعت در راستای تقویت بخش خصوصی استان

ج)انجام پروژه های تحقیقاتی و حمایت از پایان نامه ها و پروژه هایی که بر توانمند سازی بخش بازرگانی، صنعتی و کشاورزی استان موثر باشند.

 

 

 

معرفی رییس مرکز

به پیشنهاد ریاست اتاق بازرگانی استان و تأیید اتاق بازرگانی ایران دکتر بیت اله اکبری  مقدم،ریاست مرکز تحقیقات راعهده دار شد.اکبری مقدم دارای دکتری اقتصاد از دانشگاه مازندران بوده و ازسال 1375 عضو هیات علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی قزوین می باشد .

انجام تحقیقات متعدد کاربردی در داخل استان و همکاری با شهرداری سازمان اقتصاد و دارایی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سایر سازمانهای اقتصادی استان موجب شد تا ایشان شناخت خوبی از حوزه سیاسی و اقتصادی استان بدست آورد.

در تهیه طرح CDS{ استراتژی توسعه شهری} قزوین از طرف استان به عنوان یکی از ناظران این طرح جهت مذاکره مستمر باتیم تحقیقاتی این طرح که از تهران دعوت شده بودند معرفی شد و در دفاع از جایگاه بخش خصوصی استان در جلسات بسیار طولانی طی دوسال (به صورت هفتگی )در کنار این تیم تحقیقاتی قرار گرفت .

اکبری  معتقد است که تنها راه عبور از رکود و تورم اعتماد به بخش خصوصی و تقویت این بخش برای رقابت در سطح بین المللی است .

 

 

 

 

اقتصاد آسان

هدف ما در این بخش آشنا کردن مدیران و سرپرستان کارخانجات و شرکت های بازرگانی با مفاهیم کاربردی علم اقتصاد است. برای درک بیشتر این مفاهیم تلاش شده است که در موارد لزوم مثالهایی کاربردی از آمار و اطلاعات داخل کشور به کار گرفته شود. مسلماً تلفیق این دانش با علم وتجربه گرانقدر کارآفرینان استان می تواند به رشد و شکوفایی کارو کسب در استان و بهبود سطح زندگی با افزایش سطح تولید و صادرات در استان گردد.

 

چند درصد از فروش خود را صرف هزینه تبلیغ کنیم؟

اطلاع رسانی و تبلیغ محصولات یک بنگاه عامل بسیار مهمی در افزایش تقاضا و سودآوری است. گاهی کارفرمایان و صاحبان بنگاههای اقتصادی به این مسئله کمتر توجه کرده و در هزینه تبلیغات صرفه جویی می کنند و گاهی بالعکس هزینه های زیادی را صرف تبلیغ خواهند کرد که شاید با مبالغ کمتر از آن به سود بالاتری می رسیدند!

نکته قابل توجه این است که افزایش تقاضا برای محصول، لزوماً به معنی افزایش سود نیست . البته می تواند به معنی افزایش درآمد باشد اما سود از اختلاف درآمد و هزینه به دست می آید و هزینه تولید هنگامی که تولید از حد مشخصی بیشتر شود و اندازه بنگاه ( از نظر تعداد ماشین آلات و ساختمان و ... ) ثابت بماند به شدت افزایش خواهد یافت. بنابراین تبلیغ باید تقاضا را متناسب با ساختار هزینه ای یک بنگاه افزایش دهد.

به طور کلی دو شاخص در تعیین حد بهینه تبلیغ دارای اهمیت است.

الف) کشش تبلیغی تقاضا

ب) کشش قیمتی تقاضا

هرچه مورد (الف) یعنی کشش تبلیغی تقاضا بیشتر باشد افزایش سهم هزینه تبلیغ از درآمد حاصل از فروش منطقی تر خواهد بود. و بالعکس هر چه کشش قیمتی تقاضا بیشتر باشد درصد کمتر از درآمد فروش باید صرف هزینه تبلیغ شود.

برای به خاطر سپردن دقیق تر این موضوع رابطه زیر می تواند مفید باشد:

  

 

در رابطه فوق A نشان دهنده هزینه تبلیغ و R درآمد حاصل از فروش بوده و در طرف راست نیز صورت کسر نشان دهنده کشش تبلیغی تقاضا و مخرج کسر e نشان دهنده کشش قیمتی تقاضاست .

کشش تبلیغی در اقتصاد همان حساسیت یا قدرت عکس العمل است. کشش تبلیغی نشان دهنده حساسیت تقاضا به هزینه های تبلیغاتی است اگر این کشش پائین باشد بیانگر این است که محصول بنگاه به گونه ای است که مصرف کنندگان حساسیت چندان به تبلیغات نشان نمی دهند و با صرف هزینه زیاد روی تبلیغات نمی توان تأثیر چندانی بر تقاضای این محصول در بازار ایجاد کرد.

کشش قیمتی تقاضا نیز نشان دهنده قدرت عکس العمل مصرف کنندگان در مقابل تغییر قیمت است . اگر این کشش بالا باشد بدان معنی است که اگر تغییر کمی در قیمت محصول بنگاه ایجاد شود تقاضا به شدت تحت تأثیر قرار می گیرد( به عنوان مثال اگر قیمت محصول را کمی افزایش دهیم ، تقاضا به شدت کم خواهد شد).

 

نتیجه گیری:

اگر متوجه شدید که محصول شما دارای کشش قیمتی تقاضای بالایی است . یعنی مصرف کنندگان محصول شما به تغییرات قیمت به شدت واکنش نشان می دهند در هزینه های تبلیغاتی خود صرفه جویی کنید و درصد کمی از فروش را صرف تبلیغ نمائید و تلاش کنید با استفاده از استراتژی قیمت ( کاهش قیمت) سهم خود را در بازار افزایش دهید.

و بالعکس اگر مشاهده کردید که مصرف کنندگان در مقابل تغییرات قیمت محصول شما چندان حساس نبوده و عکس العمل شدید انجام نمی دهند سهم بالایی از درآمد خود را صرف اطلاع رسانی تبلیغ نمائید.

 

 

مفهوم تابع عرضه و تقاضا درعلم اقتصاد

اصطلاح تابع تقاضا یا تابع عرضه را شاید بارها شنیده اید و از آنجا که این دو مفهوم در علوم مختلف مورد استفاده قرار می گیرند ظاهراً برای شما از مفاهیم بسیار آشنا هستند اما اینطور نیست! در واقع تابع عرضه و تقاضا از مهمترین مفاهیم علم اقتصاد بوده و ضروری است نگاه دقیق تری به این دو مفهوم داشته باشید

 

الف) تابع تقاضا(Demand Function)

از  نظر تعریف تابع تقاضانشان دهنده عکس العمل مصرف کننده در مقابل تغییر قیمت یک کالا است اولین نکته مهم در این تعریف این است که اگر قرار باشد رفتار مصرف کننده تابعی از نوسان قیمت باشد پس باید مصرف کننده نقشی در تعیین قیمت نداشته به عبارت دیگر بازار کالا قیمت را مجزا از رفتار تک تک مصرف کنندگان تعیین کرده و مصرف کننده با مشاهده قیمت فقط مقدار تقاضای خود را مشخص می کند. واقعیت این است که گاهی شرایط اینگونه نیست، یعنی مصرف کننده با رفتار خود قیمت را کنترل می کند و از آن تبعیت نخواهد کرد! به عنوان مثال اگر شما تنها مصرف کننده نوعی ماده اولیه باشید که در بخش کشاورزی تولید می شود در این صورت شما می توانید با تغییر تعداد سفارش خود قیمت این محصول را تغییر دهید.یا فرض کنید کارگاهی فقط قطعات یک خودروی خاص را تولید  می کند بنابراین درطرف تقاضای این قطعات انحصار در خرید ایجاد می شود و تولید کننده خودرو قادر است با تصمیمات خود در خصوص مقدار عرضه خودرو قیمت قطعات را نیز همزمان تغییر دهد.

در چنین شرایطی تابع تقاضا دیگر معنی نخواهد داشت و استفاده از این اصطلاح اشتباه خواهد بود .

 

ب)تابع عرضه (Supply Function)

«از نظر تعریف تابع عرضه نشان دهنده عکس العمل تولید کننده در مقابل تغییر قیمت یک کالاست .»

همانند مطالبی که در مورد تابع تقاضا ارایه شد، تابع عرضه نیز در شرایط خاص معنی نخواهد داشت.در واقع هنگامی که تولید کننده ای به صورت انحصاری یک کالا را عرضه می کند می تواند با تغییر در مقدار فروش خود قیمت را نیز کنترل کند .

 

 

نکته پایانی

شرایط خود را در بازار به خوبی درک کنید و از قدرت خود در خصوص تعیین و تاثیر گذاری بر قیمت آگاه باشید دقت کنید در هر شرایطی شما می توانید از یک استراژی کارآمد استفاده کنید.یعنی اگر قادر به کنترل قیمت در طرف تقاضا یا عرضه نیستید این بدان معنی نیست که قادر به سودآوری یا افزایش سود خود نخواهید بود و لازم است بدانید انتخاب یک استراتژی بد می تواند حتی به بنگاههایی که دارای قدرت انحصاری (چه در طرف تقاضا و چه عرضه) هستند شوک منفی وارد کرده و منجر به خروج آنها از بازار گردد!